X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اردوهای دانش آموزی و عباس نمکی

اردوها وفعالیت های گروهی
سه‌شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1390

سفر. اردو .قران

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله مقالات اردو و مسافرت از منظر قران . حضرت حجت الاسلام و المسلمین بهفروزی:

(انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون)

(هنگامیکه به سوی میدان جهاد حرکت کنید (کوچ کنید)سبکبارباشید یا سنگین بار و با اموال و جان های خود در راه خدا جهاد نمایید، این برای شما بهتر است اگر بدانید )

گرچه مقصود و موضوع اصلی در این آیه جهاد است و شان نزولی دارد لکن از سه کلمه (انفروا) (خفافا) و (ثقالا)نکاتی در باره اردو و مسافرت قابل برداشت است:

انفروا یعنی کوچ کنید . حرکت کنید

اردو حرکت است و کوچ کردن و تا انسان حرکت نکند به مقصود نمی رسد .کوچ در اردو و مسافرت بسیار مقدس است اگردارای اهداف مقدس ، آرمانی مقدس باشد و نیز اگر افعال انسان با آئین الهی دیم مبین اسلام باشد یعنی هم حسن فاعلی و هم حسن فعلی .

(خفاف)جمع خفیف و (ثقال) جمع ثقیل . خفافا و ثقالا خواه بر شما آسان باشد یا دشوار ( سبکبار باشید یا سنگین بار ) .

اردو و مسافرت فی نفسه دارای سختی ها و مشکلات است و اصولا در اردو دانش آموز با سختی ها دست و پنجه نرم کند تا پخته شود.(بسیار سفر باید تا پخته شود خامی )

لکن از این دو کلمه می توان این برداشت را کرد که گاهی می شود اردو را با سنگین باری برگزار کرد یعنی با آوردن بارهای اضافی و غیر ضروری که مطلوب نیست و گاهی با سبکباری و اکتفا به حداقل و سائل و امکانات.

یکی از مواردی که مربیان اردو باید مد نظر داشته باشند این است که باید چنان برنامه ریزی نمایند که اردوی آنها با کمترین و حداقل امکانات برگزار کرد. اصولا یکی از صفات و ویژگی های مومن سبکبار بودن اوست و دوری از تکلف.تمرین این ویژگی در اردو و آموزش عملی آن به دانش آموزان یکی از فاکتورهای تربیتی در اردو باید باشد./

روایات در باب سبکبار بودن انسان توصیه های فراوانی شده است. از جمله حضرت علی علیه سلام فرموده اند : سبکبار باشید تا خود را به منزل برسانید و بنگرید پایان کار شما چگونه است.از آنجا که ما در دنیا مسافری هستیم که به زودی باید ترک دیار دنیا کنیم :لذا باید سبکبار باشیم یعنی در جمع آوری وسائل زندگی مادی خود به حداقل اکتفا کنیم و به فکر آباد کردن زندگی اخروی خود باشیم.

در روایتی منقول است از کتاب ترجمه ایمان و کفر بحار النوار که سلمان فارسی هنگام مرگ افسوس م یخوردند به او گفته شد چرا افسوس می خورید ای بنده خدا ؟

فرمود : من ا زبرای دنیا افسوس نمی خورم من از رسول خدا (ص) شنیدم به ما فرمود : زندگی شما باید به اندازه یک سواری که می خواهد به جائی برود باشد. در این هنگام سلمان فرمودند: من می ترسم از فرمان رسول خدا (ص) سرپیچی کرده باشم در حالی که اکنون مرا اشیایی گرفته اند و سلمان در اینجا اشاره به شمشیر و غلاف آن و یک رختخواب که در گوشه اطاق بود کردند.