X
تبلیغات
نماشا
رایتل

اردوهای دانش آموزی و عباس نمکی

اردوها وفعالیت های گروهی
دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390

فکری برای اوقات فراغت فرزندان

شاید فکر کنید برای حرف زدن از اوقات فراغت، کمی دیر شده؛ ولی روان شناسان نگاه دیگری دارند و معتقدند با برنامه ریزی و تفکر صحیح، می توان از باقیمانده اوقات فراغت فرزندان در فصل تعطیلات به نحو مطلوبی بهره برد. سال ها پیش وقتی دوران درس و مدرسه را سپری می کردیم تمام هوش و حواسمان به تابستان و تعطیلات بود ولی تابستان که می شد، پدر و مادر به ما اخطار می دادند که قرار نیست این سه ماه را عاطل و باطل بگذرانی و آخرش ناچار در کلاس های تقویتی جورواجور ثبت نام می کردیم تا اوقات فراغتمان به خوبی سپری شود. اما این روزها والدین بیش از گذشته نگران اوقات فراغت فرزندان خود هستند و گاهی با همسایه و فامیل در همین زمینه رقابت نیز می کنند. با دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روان شناس، درباره همین موضوع و روان شناسی گذران اوقات فراغت حرف زده ایم...

● نظرتان راجع به اوقات فراغت بچه مدرسه ای ها چیست؟

▪ واقعیت اش این است که فراغت پدیده مظلومی است. در بحث های اجتماعی وقتی محقق بخواهد یک آسیب اجتماعی مثل دزدی را بررسی کند، به او بودجه و امکانات می دهند ولی من کمتر دیده ام که واقعا به طور علمی در مورد پدیده اوقات فراغت بحث شود، در حالی که فراغت مساله بسیار مهمی است. دانشمندی به نام دومالدید کتابی تحت عنوان تمدن فراغت نوشته و می گوید دنیای جدید دنیای فراغت است و تمدن جدید، تمدن فراغت است. پدیده فراغت شاخص توسعه است و گذران فراغت هم به نظر من شاخص توسعه انسانی است.

● یعنی اگر جامعه ای فراغت بیشتر وبهتری داشته باشد، توسعه یافته تر است؟

▪ ببینید؛ توسعه یک پدیده همه جانبه است و توسعه انسانی مدنظر است. واقعیت این است که کارگردانان تبهکاری هم وقتی می خواهند کسی را به تباهی بکشند، از زمان فراغتش استفاده می کنند. زمان کار که زمان تعهد و اشتغال است، زمانی است که آدم ها فرصت ندارند به کار دیگری بپردازند. ولی افراد در زمان فراغت آزاد هستند و تبهکاران از این روزنه، مخصوصا جوانان را به تبهکاری و فساد می کشند. بد نیست سری به آمارهای نیروی انتظامی بزنیم تا متوجه شویم که در فصل تابستان چه قدر بر میزان بزهکاری افزوده می شود. تصور کنید انبوهی از جوانان را که فراغت دارند ولی مدیریت فراغت ندارند. تبهکاران از همین خلا فراغت استفاده می کنند و آنها را جذب می کنند.

● پس فصل تابستان که اوقات فراغت است، فصل بسیار حساسی است؟

▪ به تعبیری، بله. ولی اوقات فراغت همیشه و همه جاست، در شب و روز! و در همه جهان زندگی ما اثر می گذارد. حتی شاید تعجب کنید که یکی از سوال هایی که من برای مشاوره ازدواج افراد می پرسم این است که اوقات فراغت شان را چگونه سپری می کنند. این شاخص در شناخت و ارزیابی افراد در جامعه خیلی مهم است. اگر بتوانیم فراغت مان را خوب مدیریت کنیم، دنیای کارمان هم بهتر می شود. بعضی افراد که فراغت را نظم داده اند می گویند ما فلان ساعت می رویم فلان جا، در تعطیلات مان این کار را انجام می دهیم، آن لحظاتی هم که کار می کنند باز به یاد آن دو سه ماه بعد است که قرار است بروند، قراردادشان را بسته، بلیت شان را خریده و قرار است بروند فلان جا، کارشان بهتر می شود ، کیفیت کارشان بهتر می شود، روحیه شان بالا می رود. پس می بینید که فراغت محدود به آن زمان نیست که در حال سپری کردن مثلا در یک مسافرت هستیم، تازه اگر به ما خوش بگذرد (چون برنامه داشته ایم) یاد آن دوران، یاد آن زمان باقی می ماند. بعضی یاد آن زمان را با عکس یا فیلم زنده نگه می دارند که می تواند روی تمام زندگی اثر بگذارد.

● پس باید برای مدیریت اوقات فراغت فرزندان مان سخت تلاش کنیم؟

اولا سوال من این است که چرا هر وقت صحبت از فراغت است، فقط به یاد فرزندان مان می افتیم؟ خود پدر و مادر هم نیاز به فراغت دارند. البته چون پدر و مادرهای امروزی در کودکی متعلق به عصر فراغت نبودند، شاید برای فرزندان شان هم مثل خودشان فراغت درست و حسابی قایل نشوند. عده ای به فرزندان شان می گویند الان وقت کار است، کارت را انجام بده، اصلا تفریح کجا بود! گردش و بازی یعنی چه؟ و در بعضی موارد هم برعکس خانواده هایی وجود دارند که به دقت فرزندان شان را کنترل می کنند. فلان ساعت برو فلان جا، فلان ساعت استخر، از آنجا که درآمدی موسیقی... اینها هم که دیگر فراغت نیست. از ویژگی های فراغت، آزادی و رهایی و آشتی است. پس می بینیم که افراط و تفریط است.

● در قسمت قبلی صحبت هایتان از تعبیر خلأ فراغت صحبت کردید. بیشتر در این خصوص توضیح می دهید؟

▪ شاید چیزی تحت عنوان سندرم روز تعطیل را شنیده باشید. مشخص شده که برخلاف انتظار، بیشترین مشاجره های خانوادگی در روزهای تعطیل اتفاق می افتد و حتی خیلی ها در اواخر روزهای تعطیل حالاتی از افسردگی را نشان می دهند. شاید شما هم این تجربه را داشته باشید؛ مخصوصا فرد جوان احساس می کند ایامی که سر کار می رود، مشغول است، حالا جمعه است، بی کار است و سرگردان مانده که چه کار کند، حتی شاید با خودش بگوید حیف، حداقل سرکار می رفتم سرم گرم بود!

● خب، شاید همه امکان اقتصادی گذران اوقات فراغت را نداشته باشند.

▪ نه، فراغت لزوما یک پدیده گران قیمت نیست. این نیست که مثلا برویم فلان کشور و کلی خرج کنیم.کارهای خیلی ارزان و ساده ای هم می شود انجام داد؛ کارهای ذوقی، مثلا فرض کنید یک کلکسیون کبریت ساختن، مجموعه تمبر جمع آوری کردن، چیزهایی که بسیار کوچک، زیبا و ارزان است، جمع کردن. ما فرزندان مان را برای این عادت های زیبا تربیت نکرده ایم و این کوتاهی از طرف خانواده از یک طرف و کوتاهی از طرف جامعه از طرف دیگر مشکلات زیادی را به وجود خواهد آورد.

● پس نقش خانواده هم کمتر از اجتماع نیست.

▪ همین طور است. پدران بزرگ ترین آموزگاران جامعه هستند و لذا بزرگ ترین آموزگاران فراغت اند، بزرگ ترین مدیران فراغت اند و باید الفبای گذران فراغت را به فرزندان شان منتقل کنند و پایدارترین انتقال، انتقالی است که در هنگام کودکی صورت می گیرد چرا که در دنیای درونی کودکی باقی مانده و پایدار خواهد ماند. اگر قرار است پایدارترین و دایمی ترین تغییرات را در وجود انسان ها ایجاد کنیم، باید از خانواده شروع کنیم. اولین نکته این است که والدین، پدران و مادران بپذیرند که فراغت یک پدیده واقعی است و پدیده ای حساس و اساسی است، پس مرحله اول پذیرش واقعیت از جانب والدین و نگاه دقیق به واقعیت است. اینکه من به بچه بگویم که وقتی بی کار شدی، کتاب بخوان خیلی خوب است ولی وقتی من خودم کتاب را نشناسم، اصلا کتاب را به دست نگیرم، این حرف نمی تواند موثر باشد. مساله ما پذیرش رسالت است.

● منظورتان چه نوع رسالتی است؟

▪ از رسالت هایی که در سازمان فرزندان باید داشت، اصل خودانگیختگی و درون زادی است. فراغت دنیای کرختی و خواب آلودگی محض نیست.

گاهی در دنیای فراغت انسان ها بیشتر از زمان کار فعالیت می کنند اما تفاوت اینجاست که در این دنیای فراغت به میل باطنی خود کار می کنند، با خودشان آشنا هستند، از خودشان بیگانه نیستند و انگیزه ای درونی عامل این حرکت است، پس بنابراین رسالت بزرگ والدین این است که این خودانگیختگی را ایجاد کنند، یعنی افراد در زمان فراغت، به میل خود به کارهایی بپردازند اما خانواده آن جهان خودفرهیختگی را ایجاد کرده است.

● جهان خودفرهیختگی یعنی چه؟

▪ جهانی است که در درونش، انواع گوناگون فعالیت ها می توانند انجام بگیرند اما همه مفیدند. همه فرهیخته اند و جوان. بین اینها هر کدام را انتخاب کند، خوب است و به عبارتی والدین نمی گویند چه بکن، اما زمینه کارها را فراهم کرده اند، حال جوان خودش انتخاب می کند. هر کدام را هم انتخاب کند، مفید است. قبلا گفتم که اگر ما والدین یک لحظه قصور کنیم همان لحظه ممکن است تبهکاران وارد شوند. بنابراین دنیای حساس فراغت دنیای گسیخته نیست، دنیای تسلسل و به هم پیوسته است.

● پس نظارت خانواده روی فراغت جوانان لازم است.

▪ صددرصد. اصل تسلسل، اصل استمرار است، یعنی اگر خانواده ای مدام کوشش کند ولی در چنین لحظاتی فرزندش را رها کند، ممکن است خطرآفرین باشد. اگر هم قرار است فراغت نقش آزادی داشته باشد، پس نظارت مستقیم و اجبار هم نمی تواند همیشه موثر باشد اما نظارت از راه دور، نظارت نامریی و با رعایت احترام و ایجاد گزینه های مطلوب یک اصل درست کار در خانواده است.

● می توانیم بگوییم که مدیریت فراغت به وضعیت خوب اقتصادی فرزندمان هم منجر می شود؟

▪ البته فراغت تنها نباید با آینده نگری یا احتساب مالی یا مادی همراه باشد، یعنی نباید در این اندیشه باشیم که فرزندان مان را فقط در مقابل چنین گزینه ای قرار دهیم. مثلا کامپیوتر یاد بگیر که بعدا به دردت می خورد. این می تواند یک بعد باشد ولی یادمان باشد که باید احساس آزادی هم در فراغت باشد، احساس لذت هم باشد. این امر هم زمانی بیشتر میسر می شود که فراغت فعال باشد؛ مثلا فرض کنید کودکانی که ساعت ها جلوی تلویزیون ولو می شوند، همه حالت کرخت و بی حال پیدا می کنند. رعایت توازن بسیار مهم است، حتی توازن فراغت های فردی و جمعی. این نیست که فرزند ما حتی فراغت اش فردی یا جمعی باشد بلکه باید توازنی وجود داشته باشد. بحث فراغتی کردن کار در خانواده هم مهم است. اگر فرزند من می خواهد کار کند، تکلیف مدرسه اش را بنویسد و به مدرسه اش برود، اگر انگیزه ای اساسی به او بدهم و آن مدرسه را خانه اش بداند، کار مدرسه را به عنوان اجبار تلقی نکند بلکه از درون او بجوشد و من انگیزه ها را در درون او ایجاد کنم، کار هم به دنیای فراغت نزدیک می شود و چه قدر لذت بخش است کاری با انگیزش درونی آدمی آمیخته باشد.

● حرف آخر؟

▪ حرف در مورد فراغت زیاد است ولی به نظر من فراغت به معنای ارتقای کیفیت زندگی است. وقتی فراغت را درون خانواده کنترل می کنیم، به یک معنا، آشتی نسل ها را تحقق می بخشیم. دنیای امروز ما زمان فراغت را زمان رهایی تلقی نمی کند؛ چرا که در آن صورت یک مرتبه می بینید که فرزندتان را که رها کرده اید، یک آدمی درآمده که دیگر او را نمی شناسید. نوع لباسی که می پوشد، غذایی که او می خورد و الگوها و آرمان هایی که دارد، با عقاید شما ناهم خوان است و بعدش خدای نکرده کجروی و بزهکاری است. یکی از تیوری هایی که امروزه خیلی مطرح است، این است که تفاوت بین دنیای توسعه نیافته و دنیای پیشرفته هزینه پردازش انسان است. هر چه قدر ما برای پردازش انسان چه در دنیای کار، چه در دنیای فراغت هزینه و سرمایه گذاری کنیم، به همان نسبت جامعه توسعه یافته ای خواهیم داشت. در یک کلام آنهایی که سد ساختند، پل آفریدند، کارگاه و کارخانه تولید کردند، کاری نیک انجام دادند اما آنهایی که در باز تولید انسانیت به پردازش انسان، ارتقا و اعتلای کیفی انسان کوشیده اند و مثلا به اوقات فراغت نسل امروز و فردا توجه می کنند، کاری بس بزرگ تر انجام می دهند.


دکتر مجید سلطانی
روزنامه سلامت www salamat ir